شايد بيشتر شما با شنيدن اسم دکارت به ياد کلماتي مثل "حاصل ضرب دکارتي مجموعه "يا " صفحه ي مختصات دکارتي" بيفتيد.

 بله، يکي از دست آوردهاي رنه دکارت بنياد گذاشتن "هندسه ي تحليلي" است. او هريک از نقاط صفحه را با دو عدد حقيقي متناظر کرد و به اين صورت براي مسائل هندسي، راه حل هاي جبري پيدا کرد و بين اين دو شاخه از رياضيات پيوند برقرار کرد. برقراري اين پيوند، دکارت را بر آن داشت تا سعي کند براي حل مشکلات علوم ديگر هم به رياضيات متوسل شود. يعني او تصور کرد، مي توان در ديگر شاخه هاي علمي نيز از روش هاي رياضي استفاده کرد. در همين راستا سعي کرد نظام فلسفي خود را بر اساس رياضيات بنا کند. وي به دنبال اين بود که در عقايد فلسفي خود به يقين برسد و از آن جا که شديداَ تحت تأثير يقيني بودن رياضيات بود، براي حصول به يقين ، از رياضي استفاده کرد. به اين صورت که همان طور که در رياضيات همه چيز از اصول موضوعه شروع مي شود، بنياد تفکر خود را با يک اصل که بدون نياز به اثبات و به طور واضح و بديهي ادراک مي کرد. شروع کرد وکم کم با استفاده از آن به اثبات قضايايي درباره ي خودش، جهان ، خداوند و .... دست يافت.
در واقع روحيه ي تفکر رياضي در فکر دکارت به حد اعلاي خود رسيده بود. فلسفه ي وي تأثير عميقي بر دنياي فلسفه گذاشت و او توانست با وارد کردن رياضي در فلسفه ، تحولي عظيم در فلسفه ايجاد کند، تا حدي که او را "پدر فلسفه ي نوين" مي نامند. راستي احتمالاً اولين قضيه اي را که دکارت در فلسفه بيان کرد. شنيده ايد: " مي انديشم، پس هستم " !